174خدا كفايت وتمام بودى اين جمله آيات فرستادن ضايع و فضله و هرزه بودى، نعوذ باللّه منها و حاشا من ذلك.
و در تفسير ثعلبى مفسّر آمده كه مؤمنان و ضعفاى اهل اسلام به خدمت رسول صلّى الله عليه وآله آمدند و گفتند: يا رسول اللّه! منافقان ما را ايذا مىكنند، و استهزا به ما مىدارند. پس حق تعالى اين آيه را فرستاد كه:
مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلىٰ مٰا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّٰى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ (آل عمران:179). رسول صلّى الله عليه وآله گفت:
عَرَضَ عَلَيَّ امَّتي من يؤمن بى الي يوم القيامة كما عرض على آدم ذريّته، يعنى: عرض كردند بر من امّت مرا، آن كه به من ايمان دارد تا به روز قيامت، همچنان كه عرض كردند بر آدم فرزندان وى را. منافقان گفتند: ما به نزديك او حاضريم و ما را نمىداند و دعوى مىكند كه من امّتان خود را مىدانم تا به روز قيامت. رسول صلّى الله عليه و اله گفت: القوم جهّلونى و طعنوا في علمي، يعنى: قوم، مرا جاهل دانستند، و در علم من طعنه زدند. اشارت به بلال كرد كه: الصّلوة جامعة! بگوى كه تا خلق حاضر شوند. چون مسجد با خلق مملو شد، رسول صلّى الله عليه وآله بر منبر درآمد، و بعد از حمد و ثناى خدا گفت: سلوني عمّا بدا لكم، يعنى: سؤال كنيد از من هر آنچه به خاطر شما آمده است. مردى عبداللّه نام برخاست و گفت: يا رسول اللّه! مَن أبي؟ يعنى: پدر من كيست؟رسول صلى الله عليه وآله گفت: حذافه. پس عبداللّه خرّم و فرحناك شد و بنشست. پس عمر برخاست و گفت: يا نبيّ اللّه رضينا باللّه ربّا و بالاسلام دينا و بمحمّد نبيّا و بالقران كتابا فاعفُ عنّا عفا اللّه عنك، يعنى: اى پيغمبر خدا! راضى شديم به پروردگارى خدا، و به دين اسلام، و به نبوّت محمّد، و به كتاب كه قرآن است. پس عفو كن از ما كه خدا از تو عفو كناد. رسول صلّى الله عليه وآله گفت: فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ (مائده:91) ثعلبى گفت: دو مرتبه تكرار كرد، يعنى هيچ شما باز ايستاديد؟
و در كتاب الافصاح من الصحاح آمده كهكرّرها ثلث مرّات و فيه ما فيه،