173قرآن را بسوخت تا كه عايشه وى را به حرّاق المصاحف خواندى؛ و صاحب كتاب البدعه - و وى ازاصفهان بود - هم گفته است كهوى قرآن را بسوخت و به اجماع مسلمانان مقتول آمد، و قَتَله او مستحقّان قصاص نبودند، چنان كه در آخر معالم كلامى امام فخر رازى ذكر كرده است؛ شخصى كه چنين باشد چگونه بهشتى تواند بود؟
و بخارى[37/1؛ 66/4] و [ابوبكر] جوزقى [نيشابورى م 388] و [مسلم:75/5] قشيرى در صحاح خود آوردهاند كه، رسول صلّى الله عليه وآله درمرض موت گفت: ايتوني بدواةٍ و قرطاسٍ أكتُبُ لكم كتاباً لن تَضلُّوا بعدى، يعنى: دواتى و كاغذى براى من آريد تا از براى شما كتابى بنويسم كه هرگز بعد از من گمراه نشويد. عمر ... گفت: دَعُوا الرّجل فإنّه يَهجُر حسبنا كتاب الله؛ فَتَخاصَمَ الأصحاب و تنازعوا فى حضرته، فقال صلّى الله عليه وآله: قُومُوا عنّي لاينبغي عندي التنازع، يعنى: عمر گفت: بگذاريد اين مرد را كه او هذيان و هرزه مىگويد، و ما را كتاب خدا بس است. بعد از آن اصحاب با يكديگر در خصومت و تنازع آمدند در پيش جناب پيغمبر صلّى الله عليه وآله. بعد از آن پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود كهاز پيش من برخيزيد كه به نزديك من خصومت و منازعه [89] نبايد و نشايد. پس شخصى كه رسول را هرزهگرى داند، وى چگونه در بهشت باشد؟
معمّا كه گفت: حسبُنا كتاب اللّه به خلاف قول خداى كما قالَ اللّه تعالي: وَ مٰا آتٰاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (حشر:7) يعنىآنچه رسول به شما آورد آن را فرا گيريد، و آنچه شما را از آن بازداشت شما باز ايستيد، و قال اللّه تعالى: أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ (نساء:59) و قال: فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (انعام:155) يعنى: متابعت محمّد صلّى الله عليه وآله [در آيه مقصود قرآن است] كنيد تا پيروزى و ظفر يابيد؛ و قال اللّه تعالى: قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّٰهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّٰهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ (آل عمران:31) يعنى: حق تعالى به پيغمبر صلّى الله عليه وآله گفت كه، بگو: پيروى من كنيد تا خدا شما را دوست دارد و گناهان شما را بيامرزد؛ و امثال آن كه اگر كتاب