102وى و مواليان وى است، و دانگى [و] نيم در باب مخالفان وى و دشمنان وى است، و دانگى نيم بحث حلال و حرام است، و دانگى [و] نيم بحث فرايض و احكام است.
و روايت از عبداللّه عبّاس است كه علىّ بن ابى طالب آن كسى است كه چشم بر هم زدنى به خدا شرك نياورد، و عبادت و طاعت خدا به اخلاص كرد، و روز قيامت او را و شيعه او را بىحساب به بهشت درآرند.
و شيرازى همچنين ياد كرده است در تفسير اين آيه هدًى للمُتّقين.
و همچنين روايت كردند از عبداللّه عبّاس كه وى گفت: واللّه كه هيچ كس ايمان نياورد مگر بعد از شرك جز از اميرالمؤمنين علىّ، كه وى ايمانآورد به خداى تعالى از غير آن كه شرك آورده بود به خدا يك طرفة عين. يعنى هرگز خدا را انباز نگفته و به خاطر وى نيامده.
و قطّان اصفهانى ومحمود صالحانى و شيرازى و ابن مردويه اصفهانى آوردهاند در تفسير اين آيه
وَ مِمَّنْ خَلَقْنٰا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ (اعراف:181) روايت از علىّ عليه السلام كه وى فرمود: اين امّت هفتاد و سه گروه مىشوند. هفتاد و دو گروه در آتش دوزخ باشند و يك گروه در بهشت. بعد از آن علىّ عليه السلام فرمود: اين گروه كه در بهشت باشند منم و شيعه من.
و بدين اسناد روايت است از انس مالك كه رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمود كه: در شب معراج نظر كردم در زير عرش، در برابر خود علىّ را ديدم كه در زير عرش فراپيش من ايستاده بود و تسبيح و تقديس خدا مىكرد. من گفتم: يا جبرئيل! علىّ عليه السلام بر من سبق گرفته و پيش از من به اينجا آمدهاست؟ جبرئيل گفت: نه، يا محمّد! لكن خبر دهم تو را بدان يا محمّد! خداى تعالى مدح و ثناى علىّ بسيار مىكرد و صلوات بر علىّ بسيار مىفرستاد. عرش مجيد مشتاق و آرزومند ديدار علىّ گرديد. خداى تعالى اين فرشته را بيافريد در صورت علىّ در زير عرش، تا عرش مجيد نظر بدو مىكند