53يك روايت جالب هم اين است كه كسى براى احمد بن حنبل خبرى در فضيلت امام على (ع) روايت كرد و احمد به وى گفت: ناشدتك الله أن تحدث بهذا الحديث قمّيا، تو به خدا سوگند كه مبادا اين حديث را براى قمى روايت كنى (468). اين خبر دليل بر شهرت قمى ها به تشيع در روزگار او در نيمه اول قرن سوم دارد. خبر شگفتى از برخورد احمد بن حنبل با موسى بن جعفر(ع) دارد كه به نظر مى رسد به لحاظ زمانى نبايد درست باشد (482). بخش اخير اين كتاب تلخيص كتاب ملل و نحل شهرستانى است كه گهگاه مطالبى در باره برخى از فرق طبعا از منابع ديگر آمده است. اين مطالب گاه حاوى نكات بديعى است مانند آنچه در باره سبعيه يا نصيريه آمده است (487-490). در جايى در باره معناى «خدا» كه نامى است كه فارسيان براىالله انتخاب كرده اند آن را به «خود او» بر مى گرداند، يعنى او جز خود او نيست. شعرى هم به فارسى مى آورد [كه از فردوسى است]:
جهان را بلندى و پستى تويى ندانم چه اى هرچه هستى تويى (508).
اين نكته كه صريحا راغب اصفهانى را شيعه امامى مى خواند جالب توجه است: و الراغب من الشيعة الامامية (514).
كتاب در ص 521 به اتمام مى رسد.
به مناسبت شعر فارسى پيشگفته، بد نيست يك دو بيتى را كه در تحفة الابرار : 157 از يك «مؤمن» آورده مرور كنيم:
محب على را به دوزخ چه كار
در باره كتاب اخبار و احاديث و حكايات
الف: نام كتاب
كتاب حاضر اثر مستقلى از عماد طبرى است و بر اساس آنچه از درون آن به دست مى آيد، در ادامه آثار اصلى خود كامل و مناقب الطاهرين و با همان