45تمامى آنچه را كه در اين فن بدان نياز است، ارائه كند (ص 69).
وى زين پس شرح حالى اجمالى براى تك تك معصومان آورده و به خصوص در باره امام زمان (ع) بحث مفصلترى آورده و تلاش كرده تا به پرسشها و ابهاماتى كه در اين زمينه هست، پاسخ دهد (ص 88 70). در همين جاست كه سال تأليف كتابش را هم آورده و آن را در طرح اين پرسش مطرح كرده است كه: اگر گفته شود: ممكن نيست كسى از سال 255 تا 698 زنده بماند و زندگى كند، پاسخش اين خواهد بود... (ص 101). وى مى گويد كه از ديدگاه ما، حضرت مهدى (ع) به لحاظ تعين و تشخص مخفى است نه به لحاظ صورت، چرا كه او در شكل يكى از علماى اماميه است كه همديگر را مى بينيم اما به عينه او را نمى شناسيم. امام زمان براى ما مثل قطب الرجال [اقطاب صوفيه!] براى مخالفان است (ص108).
يكى از ويژگى هاى اين اثر، تقريبا همانند آثار ديگر وى، استفاده از كتب فضائل و مناقب، جمع آورى علماى سنى شهر اصفهان است. يك نمونه ابوبكر ابن مردويه (م 441) است كه مى گويد او شافعى مذهب و اصفهانىُّ المولد است و از رسول خدا (ص) نقل كرده است كه: خمسةٌ منا معصومون: أنا و علىّ و فاطمة و الحسن و الحسين (ع) (ص 124). نقل از ابن مردويه در اين كتاب فراوان است.
از ديگر منابع وى در اين زمينه كتاب نكت الفصول فى علم الاصول از ابوالفتوح نجيب الدين اسعد بن ابى الفضائل محمود بن خلف عجلى اصفهانى (م 622) است. از اين كتاب 14 مورد نقل شده است.
از ديگر مصادر وى تفسير ابوبكر محمد بن مؤمن شيرازى است كه كتابش را كه مقتبس از دوازده تفسير بوده به نام نزول القرآن فى شأن أمير المؤمنين ناميده است.
براى مثال عماد يك مورد در باره نزول آيه تطهير در باره اهل بيت از اين افراد نقل مى كند: صالحانى در مجتبى، ابوالفتوح عجلى در نكت الفصول، محمد