88غيره طغيان كردند و جنگيدند و مغلوب شدند، باز هم خسته نشدهاند. هر روز خبر مىرسد كه فلان خط راه آهن را مقطوع كردهاند، يا فلان دسته قشون هندى را اسير نمودند. و بالعكس دولت هم هر ساعت جمعى را دستگير و تبعيد مىكند،
طيارههاى انگليسى هم براى اخافۀ 1 اهالى، دائماً در هواى عراق جولان مىدهند، و از شهرى به شهر ديگر مىروند، و هر جا دستهجات طاغى مىبينند، بمبريزى مىكنند و همين چند روزه در «بغداد»، سه دفعه مصادمه بين اهالى و قواى نظامى شد، و عدهاى از طرفين مقتول شدند.
معلوم نيست اين شورشها به كجا منتهى خواهد شد، در هر حال امروز امنيت و آسايش منتفى است، و تزلزل افكار و پريشانى حواس و انقلاب و خونريزى در سرتاسر «عراق» حكمفرما است.
قواى دولت «انگليس» هم عبارت است، از دستهجات مسلّح هندى، كه مخصوص جنگاند. و يك عده افراد «ايرانى» و «عرب» و «كرد» و «لر» و غيره، كه وظيفۀ پليس را در شهرها انجام مىدهند، و تماماً در تحت فرمان صاحب منصبان انگليسى مىباشند.
سقوط كابينه وثوقالدوله
ثانياً: ايام حركت ما از «طهران»، مملكت ما حالت سكوت و آرامش داشت، موافق آنچه اين ايام در «كاظمين» از مسافرين جديدالورود شنيديم و بعضى مكتوبات نيز رسيده است، كابينه «وثوقالدوله» ساقط شده، و در «گيلان» حكومت جمهورى مستقلى با مرام «بلشويكى» تأسيس