78ماشاءاللّٰه» پسرش، و همچنين آقاى «حاج شيخ عبداللّٰه اندرمانى» ملاقات شدند.
ابن فهد حلى
يكشنبه بيست و پنجم رمضان مطابق «بيست و سوم جوزا»، روز گذشته براى تشرف به «نجف»، عربانه تجارتى كرايه كرديم از قرار هر نفرى دوسره چهارده روپيه، ساعت هفت از شب اثاثيۀ لازمه را حمالها بردند شهر نو، بعد از طليعۀ فجر، نماز صبح را در مزار «ابن فهد حلى» خوانده و بعد سوار شديم، «حاج حسن سورچى» ابتدا قدرى عربانه را برد بعد راه را گم كرد، پس از يك نيم ساعتى به راه افتاد، چاى در سهفرسخى «كربلا» در قهوهخانه «خان نخيله» خورديم، مجدداً سوار شده چهار فرسخ ديگر رفتيم تا «خان شور» كه اعراب، آن را «خان حمار» مىگويند، نهار در اينجا در بالاخانه صرف شد، چون عربانه ما تجارتى بود و اسب عوض نمىكرد، امشب را اينجا مانديم.
طرف عصر و غروب هوا خيلى گرم شد در نهر آبى كه از «فرات» منشعب است و به فاصلۀ يك ميدان از اينجا مىگذرد آب تنى كرديم شب پس از اداى فريضه و صرف شام راحت كرديم اما داد و فرياد و آوازخوانىهاى اعراب اوباش در خيابان، دو سه ساعت مانع از خواب بود.
نجف اشرف
دوشنبه بيست و ششم رمضان مطابق «بيست و چهارم جوزا»، صبح اول طليعۀ فجر، پس از اداى فريضه سوار شده حركت كرديم، باز بواسطۀ