62به «طاق كسرى» شديم هر چند اين گردنه خيلى مرتفع و راه آن خطرناك و پرپيچ و خم است لكن همهجا شوسه و مسطح شده است. قسمتى از اين راه كه سابقاً محل منحصر عبور و مرور، و به «نعلشكن» معروف بوده در كنار جاده شوسه ديده مىشود و متروك است.
طاق كسرى
«طاق كسرى» عبارت از يك ايوان سنگى است، كه با قطعههاى بزرگ سنگى ساخته شده، بالاى ايوان، شبيه كتيبهاى است كه مسلماً خطوطى به روى آن حجارى شده بود ولى فعلاً در اثر عوامل طبيعت محو شده است. از تاريخ اين ايوان من هيچ اطلاعى ندارم، در هر حال نصب كردن چنين قطعه سنگهاى عظيمه، به روى يكديگر در اين قلّه كوه، مايۀ تعجب ما و دليل بلند همتى سابقين ما است. گردنه كه تمام شد ظهر بود رسيديم به جلگه، در آنجا آبادانى نبود زير چادرِ پُست ژاندارمها نزول، و صرف نهار كرديم. بعد مجدداً سوار شده حركت كرديم، سه ساعت به غروب مانده رسيديم به محل معروف به «سرپل».
سرپل ذهاب
امشب اينجا خواهيم ماند، منزل در ايوان قهوهخانه كه در كنار رودخانه «زاب» بنا شده است اختيار كرديم. منظرۀ امواج مهيب، و جريان مارپيچ رود و صافى بىاندازۀ آب با ماهىهائى كه گاهگاه از آن به هوا مىجستند بىتماشا نبود.
از «طهران» كه بيرون آمديم تا اينجا سرد بود، بعضى نقاط تازه باقلا و گل سرخ به بازار آمده بود و اغلب جاها هوا درست سرد بود، و