60بعد از عبور از گردنه «چار زبر»، وارد جلگۀ مصفاى ديگرى كه نيز از هر طرف محدود به كوه است شديم، وضعيت جغرافيائى «جلگۀ ماهىدشت»، و اين جلگه طورى است كه، به عقيدۀ من مىتوان «چاه آرتزين» در آنجا حفر نمود، ولى معلوم نيست با بودن آب فراوان در اينجا، حاجتى به حفر اين چنين چاه باشد.
قريۀ حسنآباد
نزديك غروب رسيديم به قريۀ «حسنآباد»، چون در منزلها كك زيادى بود در كنار نهر آبى ميان چمنزار نزول نموديم، ولى باران شروع به آمدن كرد و نگذاشت، مجبور شديم در قهوهخانه مسقفى كه اطرافش باز بود پناهنده شويم، معذلك تا صبح ككها نگذاشتند آرام باشيم، امشب با شويد و باقلائى كه هوسانه از «كرمانشاه» خريده بوديم باقلاپلوطبخ كرديم.
مسافت از «كرمانشاه» تا «ماهىدشت» چهار فرسخ است، و از آنجا تا «حسنآباد» سه فرسخ، در ماهىدشت «حاج ميرزا حسين اعتمادالاطبا» را كه از «عتبات» مراجعت نموده ملاقات كرديم، از گرماى هوا و ناراحتى آن حدود صحبتها كردند.
قريه هارونآباد
يكشنبه يازدهم رمضان مطابق «نهم جوزا»، صبح زود سوار شده حركت كرديم، و پس از طى سه فرسخ راه رسيديم به قريه «هارونآباد»، نهار در آنجا صرف شد. خانههاى «ماهىدشت» و «هارونآباد» در موقع اشغال «روسها» خراب و ويران شده، حاليه مردمانش تازه مىخواهند