59اعليحضرت كردند.
خيلى مايل بودم كه به تماشاى «طاق بستان» كه در دو فرسنگى «كرمانشاهان» واقع، و نيز از جملۀ آثار قديمۀ «سلاطين عجم» است برويم، ليكن اشتغال به گرفتن تذكره و جواز، و اوقاتتلخى با «عبدالحميد»، و كمى مدت اقامت، يك روز مجال نداده، انشاءاللّٰه در مراجعت از سفر «مكه» تماشا خواهيم كرد اگر زنده بمانيم، و يك روز ديگر، خود را در مملكت عزيز ببينيم.
جلگه ماهىدشت
شنبه دهم رمضان مطابق «هشتم جوزا» اول آفتاب سوار شده، از كوچه «سر قبر آقا» حركت كرديم، و پس از عبور از تلال خاكى، و گردنۀ موسوم به «عين الكش» يا «غيلى كش» كه املا و وجه تسميۀ هيچ يك را نمىدانم، وارد جلگه مصفا و حاصلخيز «ماهىدشت» شديم، كه از هر طرف محدود و محاط به كوه است، نهار را در «قريۀ ماهىدشت» خورديم، طرف عصر مجدداً سوار شده حركت كرديم، از پل «ماهىدشت» كه گذشتيم با چندين اتومبيل بزرگ مهيبالشكل «انگليسها» مصادف شديم، اسبها رم كرده كالسكه را برداشته چيزى نمانده بود كه به قعر رودخانه پرتاب شويم، اما بحمداللّٰه بخير گذشت و خطرى نرسيد، اينجا «عبدالحميد» خيلى مهارت به خرج داد كه ممنوناش شديم.
پس از يك فرسخ مسافت، رسيديم به گردنۀ ديگرى كه موسوم به «چار زبر» است، درختهاى كوچك خودرو، فراوان ديده شد، معلوم است جنگلى در پيش داريم.