58ستون و سرستون بوده، به طور پراكنده ديده مىشود، مىگويند خرابههاى قصرى است كه «فرهاد» جهت «شيرين» از سنگ ساخته بود، و بعيد نيست كه راست باشد.
نزديك چشمۀ آب يك چادر بزرگى زده بودند كه قهوهخانه تميزى، با ميز و صندلى بود و به روى تابلو نوشته بود - كافۀ بيستون - الحاصل شب جمعه را در «كرمانشاهان» بوديم.
تذكرۀ مرور
جمعه نهم رمضان مطابق «هفتم جوزا»، امروز صبح برخاسته به گردش افتاديم، اول من يك تذكره مرور براى مسافرت به «مكه»، از كارگذارى به قيمت پنج تومان و نيم گرفتم، رفقاى من تذكره از «طهران» گرفته بودند، گفتند بايد جواز عبور به «عراق عرب» از «قونسولخانۀ انگليس» گرفت، رفتيم و گرفتيم و هر كدام يك تومان داديم.
امروز تمام شهر «كرمانشاهان» را آئين بسته بودند، و انتظار ورود جانشين «داريوش» و «شاه عباس» و «نادر» را دارند!! طرف غروب «اعليحضرت همايونى»، در «ارگ دولتى» نزول اجلال فرمود و سايۀ مرحمت به روى اهل «كرمانشاهان» افكند!! هواىاينجا با «همدان» چندان فرق ندارد، گل سرخ و باقلا تازه ببازار آمده، سبزيجات «كرمانشاه» در لطافت و سبزى و تميزى ممتاز است، قدرى شويد و باقلا خريده از آنجا همراه برديم، قدرى هم نان روغنى كه معروف به خوبى است، خريديم كه در راه صرف شود، از سوء خلق «عبدالحميد» كه دو روز است ظاهر نموده بنا بود ديگر با او نرويم، ليكن باز رفع دلگيرى شد و با خود او حركت خواهيم كرد، شب شنبه در شهر چراغانى و آتشبازى مفصلى براى ورود