52باقىاش به ضميمۀ قريۀ «جنّتآباد» و چندين قراء مجاور، ملكى فرمانفرما است.
كنگاور
چهارشنبه هفتم رمضان مطابق «پنجم جوزا»، طرف صبح سوار شده و تماماً در جلگۀ باصفائى عبور كرده، ظهر رسيديم به «كنگاور». در بين راه «آقا ميرزا اسمعيلخان معززالملك» را، كه از «عتبات» مراجعت كرده به «طهران» مىرفت ديديم، قدرى ما از اوضاع «عراق عرب» و او از اخبار «طهران» پرسش نمود، خداحافظى كرديم.
نهار در شهر «كنگاور» خورده قدرى در بازارها و مساجد گردش كرده و به زيارت «شاهزاده ابراهيم بن شاهزاده عبداللّٰه بن امام زينالعابدين عليه السلام » رفتيم، در خارج «كنگاور» هم يك «اردوى هندى» مقيم بود.
طرف عصر پس از صرف چاى و اداى فريضه، سوار شده رانديم و پس از طى دو فرسخ مسافت، به پاى گردنه معروف «بيد سرخ» رسيده، شروع به صعود كرديم. به نظر ما اين گردنه خيلى كوچكتر و آسانتر از «گردنه اسدآباد» آمد، لكن در موقع نزول به جلگه، مصادف با عده زيادى از اتومبيلهاى بزرگ «انگليسىها» شديم، كه همگى حامل «قشون هندى» بود و خيلى براى عبور دستگاهِ ما، اسباب زحمت شده بود.
طرف غروب رسيديم به قصبۀ «صحنه»، در يك كاروانسراى كثيفى منزل كرديم، امشب باران خيلى زيادى آمد، به همين جهت و به علت بدى منزل، و هجوم ككهاى بىحد و حساب، تا صبح ناراحت بوديم.