32«عراق» و «حجاز» و «شامات» هنوز برطرف نشده، نمىتوانم رأى موافقى بدهم، لكن از اين جهت كه سفر «مكّۀ معظّمه» كمتر دست مىدهد و فعلاً رفيق خوب مهيّا و اسباب فراهم است، نمىتوانم مانع شوم. پس از چند ساعت صحبت تا نيمههاى شب، بالأخره قرار شد كسب دستور از حضرت بارى «جلّت عظمته» بشود.
استخاره براى حج
لهذا صبح يوم چهارشنبه رفتم در مدرسۀ خان مروى، خدمت حضرت مستطاب «حجة الاسلام آقاى آقا سيد محمّد تنكابنى» كه از مخلصان ايشانم و استخاره كردم اين آيه آمد: وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللّٰهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىٰ وَ إِلَى اللّٰهِ عٰاقِبَةُ الْأُمُورِ 1، معلوم است آيه مباركه به قدرى مناسب آمد كه در حكم امر بود.
بعد به خيال آن كه شايد در ظرف دو سه روز نتوانم وسائل حركت را كاملاً فراهم كنم، به نيّت توقف و مسافرت با يك نفر رفيق ديگر كه در نظر بود، استخارۀ ديگرى كردم اين آيه آمد: مٰا يَنْظُرُونَ إِلاّٰ صَيْحَةً وٰاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ* فَلاٰ يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لاٰ إِلىٰ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ 2
بنابراين هيچ جاى ترديد و تأملى باقى نماند، به منزل آمده تفصيل دو استخاره را خدمت آقاى والد - روحى فداه - عرض كرده مشغول تدارك شدم، چك هزار روپيه 3 از قرار دو قران و يازده شاهى به حواله