270ديگر در آب افتادند بيرونشان كشيدند، و يكى دو ساعت در كنار ساحل در يك گوشه نشسته، مشغول خشك كردن گوشه و كنار لباسهاى خيسشده خودمان، و تجديد لباس رفقاى در آب افتاده بوديم سپس سوار كالسكه خيس و مرطوب شده حركت كرديم.
در قريۀ موسوم به «قليج تپه» و قريۀ «محمّدآباد» مال حاضر بود مىبستند و به سرعت مىرفتيم، حوالى غروب رسيديم به قريۀ «ساروق» و هرچند بايد موافق جاده شوسه از «سلطانآباد عراق» كه تا «ساروق» شش فرسخ است عبور نمائيم، لكن چون دو سه روز است كه آن طرف «سلطانآباد» جاده مغشوش 1 و غير قابل عبور شده، و گارى پست هم به همين جهت از بيراهه امشب وارد «ساروق» شد، سورچىها در حركت دادن ما به «سلطانآباد» تأمل داشتند و شب را در «ساروق» ماندنى شديم.
ساروق
امروز شنبه دوم رجب مطابق «بيست و دوم حوت»، صبح گارى پست كه از خط غير عادى به «ساروق» آمده بود به «سلطانآباد» رفت، و نايب «ساروق» هم به آن سوار شده رفت كه از مركز، تحصيل اجازه حركت دادن مسافرين را، از همان خط غير عادى كه سالم است بنمايد، نزديك ظهر اجازه رسيد و فوراً مال به كالسكه بسته، و از «ساروق» مستقيماً به طرف «قم» حركت كرديم، و موافق آنچه سورچىها مىگفتند قريب دوازده فرسخ خط سير ما به واسطه نرفتن به «سلطانآباد» كوتاهتر شد، و اين كه جادۀ شوسه را از «عراق» گذرانيدهاند به واسطۀ مركزيت و