242بىتماشا نبود، و مدت مسافرت ما از «جده» تا «بمبئى» سيزده شبانهروز درست طول كشيد.
امروز سهشنبه دوازدهم ربيعالاول مطابق «اول قوس»، 1 صبح كشتى به كنار اسكله آمد، و توسط پلكان چوبى كه از ساحل بلند كردند، با كمال راحتى پياده شديم، جمعى از اهالى شهر به استقبال مسافرين خود آمده بودند، و جمعى از آشنايان طهرانى ما كه از «جده» توسط «كشتى همايون» قبل ما آمده بودند، كنار اسكله انتظار ورود ما را داشتند، از ديدار يكديگر خوشوقت شديم، و پس از گذشتن از گمركخانه كه دقت و تفتيشات كاملى نمىكردند، توسط درشكه رفتيم به مسافرخانه «جعفر سليمانى» در محله «وارى بندر»، كه موقع عزيمت به «مكه» هم، در آنجا منزل كرده بوديم و شرح آن داده شده است، و نهار را مهمان «حاج محمّدتقى» بلورفروش بوديم، كه قبل از ما با «جهاز همايون» وارد شده بودند، و شب را به استراحت گذرانيديم.
تلگراف به تهران
امروز چهارشنبه سيزدهم ربيعالاول مطابق «دوم قوس»، صورت تلگرافهائى تهيه و به «طهران» مخابره كرديم، و هر كدام كاغذى هم توسط پست ارسال نموديم، هواى «بمبئى» در اين ايام، بسيار لطيف و معتدل بود، روز با لباس مختصرى حركت، و شب در ايوان عمارت مسافرخانه بدون روپوش مىخوابيم. ميوهجات از هر قبيل موجود بود، بهعلاوه چندين قسم ميوهها ديديم كه در ممالك ما يافت نمىشود.