240اوقاتتلخى ما شد، و براى مراعات مقام و احترام حجاج هندى و كابلى و غيرهم كه در كشتى بودند مجلس را منحل، و اشخاص را متفرق نموده ساعت هشت از شب گذشته خوابيديم.
كراچى
امروز شنبه نهم ربيعالاول مطابق «بيست و هشتم عقرب»، صبح كشتى به ساحل «كراچى» رسيد و توقف كرد، جمعى از مسافرين كه بالغ به هفتصد هشتصد نفر مىشدند پياده شدند كه از «كراچى» به «بصره» بروند، و يا از خط «دزداب» به «مشهد مقدس» رهسپار شوند.
در تمام محوطه اسكله از طرف «حاج عبدالغنى» تاجر شيعى، سفره نهار گسترده بودند كه تمام حجاج صرف نمودند، خود «حاج عبدالغنى» هم با بعضى از محترمين به استقبال حجاج آمده بود، و از آنها پذيرائى مىكرد باقيماندگان حجاج كه ما نيز از جمله آنها بوديم، پياده نشده عازم «بمبئى» بودند، و چون بناى حركت كشتى به عصر بود، بعضى به شهر رفته آذوقه و ميوهجات خريدند، براى ما هم سيب و انار بسيار خوب، و سبزيجات لطيف و يخ مصنوعى زياد آوردند، و با آنكه هوا خيلى خنك و احتياجى به يخ نبود، براى كسانى كه سه ماه تابستان را بدون يخ، آن هم در مملكت گرم «حجاز» و مناطق حاره گذرانيده بودند، اين يخ خيلى مطلوب و دلچسب بود، و از آن به حد افراط صرف كرديم، و به اصطلاح دلى از عزا درآورديم.
طرف عصر كشتى را ضدعفونى كرده و شستشوى كاملى كردند، و به واسطه خلوت بودن آن گردش مفصلى در آن كرديم، سپس كشتى به حركت افتاد و «حاج محمّدجعفر ماهوتچى طهرانى» رفيق ما، كه به شهر