236
قريه قمران
امروز جمعه غرۀ ربيعالاول مطابق «بيستم عقرب»، صبح رسيديم به قريۀ «قمران» كه معمولاً محل قرنطين است، و كشتى توقف كرد و يك نفر «دكتر انگليسى» به بالا آمد، و مسافرين را معاينه نمود، و چون آثار ناخوشى ملاحظه نكرد اجازه حركت داد، ضمناً طرادهچىها، و قايقچىهاى قمرانى، مقدار كثيرى ماهى و گوسفند به پاى كشتى آورده به مسافرين فروختند.
لفظ «قرنطين»، محرف و معرب «كارنتين» است، كه به فرانسه به معنى چهل وچله است، و چون مدت توقيف مسافرين، براى جلوگيرى از سرايت امراض عمومى، در قديم چهل روز بوده است، اين عمل را كارانتين ناميدهاند كه به سبب تعريب قرنطين شده است.
بارى پس از دو ساعت توقف در ساحل «قمران» كشتى به حركت افتاد، و از «باب اسكندر» خارج شده وارد «خليج عدن» گرديد، و چون خليج مزبور متصل به «اقيانوس هند» است، مقدمات تلاطم و انقلاب دريا شروع شد و موجب سرگيجه و انقلاب حال مسافرين گرديد.
باب المندب
باب اسكندر «تنگه بغازى» است كه «بحر احمر»، يعنى «درياى جده» را به «خليج عدن» و «اقيانوس هند» اتصال مىدهد، و شمالاً محصور به كوهستانهاى «يمن» است، كه جزو آسيا است، و جنوباً محدود به اراضى «سومالى» است كه قسمتى از «آفريقا» مىباشد، و وجه تسميۀ اين «بغاز»، به باب اسكندر چنانچه در اين حدود مشهور است نمىدانم چيست، لكن در اصطلاح اهل جغرافى، «بغاز» مزبور، معروف به «بابالمندب» است و