237مناسبت آن را چنين نوشتهاند كه: در ازمنۀ قديمه كه هنوز كشتىهاى بخار اختراع نشده بود، و كشتىهاى بادى جرأت نداشتند از سواحل زياد دور شده در وسط درياها عبور كنند، مسافرين عرب همين كه از درياى آرام «جده» خارج، و وارد «خليج عدن» و «اقيانوس هند» مىشدند يك درياى متلاطم و منقلب و موّاجى مشاهده كرده، بناى شيون و فغان و زارى مىگذاشتند، متدرجاً «بغاز» مزبور، معروف به «بابالمندب» گرديد «اى باب الندبة و البكاء» 1. شب حالت دريا آرام گرفت و هوا قدرى خنك شد و با كمال راحتى خوابيديم.
امروز شنبه دوم ربيعالاول مطابق «بيست و يكم عقرب»، تا غروب كشتى در «خليج عدن»، مابين دو قارۀ آسيا و آفريقا حركت مىكرد و از شمال و جنوب، كوههاى عظيمۀ دو قارۀ مزبور همهجا مشهود بود، نزديك غروب در ساحل يسار ما، چراغهاى برق شهر كوهستانى «عدن»، با يك شكوه و منظرۀ جالب توجهى نمودار گرديد، و نيز يك چراغ ساحلنماى چشمكزن، از مسافات بعيده نمايان بود.
از ساعت حركت از «جده» تا وصول به «عدن»، درست سه شبانهروز طول كشيد و در اين سهروزه، ده پانزده كشتى به اشكال مختلفه ديديم كه از طرف «هندوستان» به جانب «اروپا» مىرفتند، و تقويمهاى عربى و هندى، امروز را اول ماه گرفتهاند.
تلف شدن حاجيان
امروز يكشنبه سوم ربيعالاول، مطابق «بيست و دوم عقرب»، صبح كوههاى جنوب از نظر غايب شدند، و تا غروب كشتى مىرفت و كوههاى