227خيريه از ساختن «مسجد مطهّر نبوى» در «مدينه»، و ساختن «مسجد خيف»، و تأسيس مدارس و غيره، تعميرات كلى در «مسجدالحرام» نموده، و سنگ فرش تمام مسجد را تبديل و عوض كرد، و شرح تعميرات و خدمات خود را، به روى سنگى در داخل «كعبۀ منوره» منصوب نمود، كه هنوز باقى است.
و در سنۀ نهصد و نوزده هجرى «ملكالأشرف قانصوه الغورى» كه وى نيز از پادشاهان «چركسى» است، در ضمن اعمال خيريه از ساختن حصار شهر «جده» و غيره وضوخانه (ميضاة) بزرگى در كنار مسجد ساخت، و اقدام به ترخيم «حجر اسمعيل» نمود، يعنى تمام حجر شريف را، با سنگهاى مرمر قيمتى كه هنوز باقى است مفروش و مزين كرد، و در سنۀ نهصد و هفتاد و نه هجرى «سلطان سليم عثمانى»، پس از حريقى كه در «مسجدالحرام» و «مكه» روى داده بود، تعميرات كلى در مسجد نمود، و سنگ فرش فعلى مطاف از او است، و وضوخانۀ خيلى عالى با شيرهاى آب بنا كرد، و جانب شرقى و جنوبى مسجد را تعمير و تزيين نمود، به علاوه آب به موضع «تنعيم» رسانيد، و چهار باب مدرسه در «مكه» احداث نمود، و پس از فوت «سلطان سليم» فرزندش «سلطان مراد»، در سنۀ نهصد و هشتاد و چهار هجرى، بناهاى پدر را كه ناقص مانده تكميل، و دو طرف غربى و شمالى مسجد را نيز ساختمان و تعمير كرد، و اسم اين دو پادشاه در تمام نقاط مسجد و ابواب و منارهها ثبت گرديده است، و در ضمن چندين ماده تاريخ كه براى ختم تعميرات مسجدالحرام يافتند، اين عبارت «عمر سلطان مرادالحرم»، كه يك مصراع از اشعارى است، اصح و انسب واقع گرديد.