228
كعبۀ منوره
دوم راجع به «كعبۀ منوره» - زادهااللّٰه شرفاً - ، پس از حذف و اسقاط اقوال و اخبارى كه راجع به انهدام بناى «حضرت خليل» چندين بار، و تجديد ساختمان «كعبه» چندين دفعه، به دست «عمالقه» يا «جرهم» يا «قصى بن كلاب» يا «قريش» ذكر شده، قدر جامع و مسلم آن است كه هرگونه تغييرى كه در بناى «كعبه» داده شده باشد، محققاً به روى اساس و بناى اوليه «حضرت خليل» بوده است، زيرا كه خلاف آن را احدى ذكر نكرده، و آنچه بعد از ظهور اسلام به آن مطلعم، آن است كه «عبداللّٰه بن زبير»، پس از استيلاى بر «مكه» در سنۀ شصت و چهار از هجرت، «كعبۀ معظمه» را به كلى منهدم كرده، مجدداً به روى همان اساس سابق بنا نمود، و نه ذرع بر طول آن از جانب شمال افزود يعنى «حجر اسمعيل» را كه مدفن آن حضرت همانجا است، جزء كعبه نمود و كف خانه را مساوى زمين قرار داد، و دو درب در جانب شرقى و غربى دائر نمود، كه از يكى داخل و از ديگرى خارج مىشدند، و «عبداللّٰه بن زبير» كه مادرش «اسماء ذاتالنطاقين» دختر «ابىبكر»، و بنابراين خواهرزادۀ «عايشه» بود، اين عمليات را به استناد يك حديث نبوى، كه به چند طريق از «عايشه» روايت شده نموده است و حديث مزبور اين است:
«لو لا إنَّ قومك حديثو عهد بالشرك لهدمت الكعبة فألزقتها بالأرض، ولجعلت لها باباً شرقياً وباباً غربياً، وزدت فيها ستّة أذرع من الحجر، فإنّ قريشاً استقصرتها، حين بنت الكعبة فإنْ بدا لقومك من بعدي أن يبنوه فهلمّي لأُريك ما تركوا منه، فأراها نحواً من سبعة أذرع»