226آن مىباشد و با آن كه اموالى كه «المهدى» در آن سال صرف مسجد كرد و بنا ناتمام ماند، و سال بعد اموال ديگرى از «عراق» فرستاد كه به مصرف رسيد، باز هم بناى مسجد تمام نشد و خليفه فوت گرديد، و پسرش «الهادى»، همين كه به مسند خلافت مستقر شد، در حدود سنه يكصد و هفتاد هجرى، نواقص مسجد را تكميل و بناى آن را به انجام رسانيد، و تجملات و ظاهرسازى آن را به طريق بسيار قشنگ و باشكوهى تمام نمود، و در سنۀ دويست و هفتاد و دو هجرى، شبستان جانب غربى مسجد، به واسطۀ سقوط يك باب خانۀ مرتفعى به روى آن منهدم شد، و به امر «خليفه الموفق باللّٰه» كه ملقب به «الناصر لديناللّٰه» نيز بود تعمير و مرمت گرديد، و در سنۀ دويست و هشتاد هجرى «المعتضد باللّٰه عباسى»، «دارالندوه» را كه از قديمالايام «مجلس شوراى اشراف» و «شيوخ قريش» و در جانب شمالى مسجد بود، منهدم و جزو مسجد كرد.
و در سنۀ هشتصد و دو هجرى، حريق عظيمى در «مكه» روى داد، كه به مسجد نيز سرايت و يك ثلث آن را منهدم كرد، و به امر «فرج بن برقوق بن قانصوه دوم» پادشاه چركسى صورت تعمير گرفت.
راقم گويد: «چراكسه» جمعى از مماليك ترك «چركسى» بودند كه در دربار سلاطين «ايوبيين مصر» خدمت مىكردند، و متدرجاً زمام امور مملكتى را به دست گرفتند، تا بالأخره به سلطنت «مصر» و «حجاز» نائل شدند، و مدت سلطنت آنها نزديك به يكصد و چهل سال از سنۀ هفتصد و هشتاد و چهار، تا سنۀ نهصد و بيست و سه طول كشيد، و به دست «سلطان سليم عثمانى» منقرض گرديدند.
و در سنۀ هشتصد و بيست و شش هجرى «ملكالأشرف برسبا»، كه معروفترين و هشتم پادشاه «چركسى» است، در ضمن چندين اقدامات