220شب استراحت نموده خوابيديم.
جده
امروز جمعه نهم صفر مطابق «اول عقرب»، 1 از صبح سواحل «جده» نمودار شد، و قريب سه ساعت از آفتاب گذشته كشتى در كنار ساحل رسيد و لنگر انداخت. تمام مسافت از «ينبع» تا «جده» را كه شتر در خشكى ششروزه مىپيمايد، كشتى در دريا مدت بيست ساعت طى كرد، و به مجرد توقف كشتى تمام مسافرين اثاثيۀ خود را، با طناب در قايقها ريخته، و خود از نردبان پياده شده به ساحل شتافتند.
ما هم به نوبۀ خود توسط قايقها از آبهاى كمعمق و رنگارنگ، و خطوط پرپيچ و خم كه مخصوص ساحل «جده» است عبور كرده، در خشكى پياده شديم و چون دو شهر «يَنْبُعْ» و «جده» هر دو متعلق به يك حكومت است، ديگر ما را تفتيش گمركى نكردند، و فقط از هر نفرى پنج قروش بابت كرايه قايق گرفتند، و از خصايص «جده» اين است كه تمام قايقها متعلق به دولت و يا در كنترات دولت است، و كرايه را مأمورين گمرك از مردم مىگيرند و قايقبانها حق اخذ كرايه ندارند، و مثل قايقبانهاى سواحل ديگر آزاد نيستند.
بارى از گمركخانه به زودى خارج و در شهر رفتيم، و يك دستگاه بالاخانۀ بزرگى در طبقه چهارم عمارتى كرايه كرديم به قيمت سه ليره، تا هر موقعى كه در «جده» توقف خواهيم نمود، و سايرين منازل خود را روزانه اجاره كردند، اتفاقاً بيست روز در «جده» معطل و به انتظار ورود