206
سادات مدينه
امروز و چند روز پيش، جمعى از «سادات حسنى» ساكنين قراء اطراف «مدينه»، دسته دسته به ديدن محترمين حجاج آمده، و هركس به فراخور حال خود، به آنها اعانت و دستگيرى مىكرد، و مايۀ تعجب اين بود كه اين جماعت، عربى را خيلى فصيحتر و شيرينتر از اهالى و ساكنين «مكه و مدينه» تكلم مىكردند، «حاج سيد خليل» حملهدار مىگفت، علتش اين است كه اينها عربىالاصل مىباشند، و اغلب سكنۀ «مكه و مدينه» از مجاوريناند كه اصل آنها «هندى» و «كابلى» و «ترك» و غيره است.
غروب در «مسجد نبوى» نماز خوانده، به زيارت «ائمۀ بقيع» مشرف شديم، امشب هم مثل دو شب گذشته، چراغهاى تورى و مشعلها به امر «قائممقام» در «بقيع» روشن، و پليسها مراقب انتظام و امنيت بودند، افسوس كه اين تشريفات، همين چند شب براى احترامات ما بعمل آمده، و بعد از اين باز اول غروب تمام «بقيع» تاريك و غير قابل عبور و مرور خواهد گرديد. بارى پس از عزادارى به دستور دو شب قبل به خانۀ «قائممقام» رفتيم، و پس از ختم روضه و سينهزنى به منزل برگشته صرف طعام و استراحت نموديم.
زيارت وداع
امروز دوشنبه بيست و هفتم محرم، مطابق «بيستم ميزان»، صبح زيارت وداع در «حرم نبوى» و «حرم ائمۀ بقيع» بهجا آورده، رفتيم به خارج «دروازۀ احد» كه خيام حجاج را در آنجا زده بودند، و معلوم شد كه امروز و امشب هم لنگ است، و هزاران صحبت راجع به عدم امنيت راه