168مىكنند، اين حمام عظيمالبنا است و دور تا دور آن شيرهاى آب گرم و سرد دارد، و پاى هر شيرى يك حوضچۀ مرمرى گذاشته شده كه شخص پاى آن مىنشيند و باصابون و كيسههائى از ليف خرما تنظيف مىكند، بعلاوه يك حوض از آهن سفيد گوشه حمام گذاشته شده، كه سه چهار كر آب مىگيرد و براى غسل ارتماسى به كار مىرود، و پس از تنظيف و غسل و تجديد لباس بيرون آمده به مسجدالحرام مشرف شده، از نردبان كوچكى كه پاى درب خانه گذاشته بودند بالا رفتيم.
دو نفر از «بنىشيبه» كه از قديمالايام به دربانى و كليددارى خانۀ كعبه مفتخراند جلو درب ايستاده، و از هر نفرى دو مجيدى مىگرفتند، و پس از ورود به «كعبۀ منوره» و بجا آوردن نماز در چهار گوشۀ حرم و انجام آداب و ادعيه وارده، چشم به ديوار انداخته چندين قطعه سنگ حجارى شده منصوب به اطراف حرم ديدم، كه سلاطين قديم شرح تعميرات و خدمات خود را نسبت به «مسجدالحرام» به روى آنها نوشته و حجارى كرده به يادگار گذاشته، خواستم از روى آنها بامداد بنويسم دربانها آمدند و مانع شدند و گفتند تا شيخ اجازه ندهد ممكن نيست، و مقصود از شيخ، رئيس آنها بود كه گفتند فقط روزهاى جمعه مشرف به حرم مىشود، اجمالاً در روى يك سنگ اسم «سلطان محمّد خان عثمانى» بود، و به روى سنگ ديگر اسم «ملكالاشراف برسباى» و اسم «خادمالحرمين قايتباى» بود كه دو پادشاه اخير از سلاطين «چراكسه» بوده و در حدود قرن نهم هجرى در «مصر» و «حجاز» و «شامات» سلطنت مىكردهاند.
امروز پاگذاشتن در صحن مسجد زحمت داشت، و از شدت گرما پا مىسوخت، طرف عصر دفعۀ ديگرى به «حجون» رفته «حضرت عبد مناف» و «عبدالمطلب» و «ابىطالب» و «آمنه» و «خديجه» عليهم السلام را زيارت