167است و امروز مسكون و معمور نيست.
و بعد از سه چهار ساعت از روز به منزل رسيديم، گرما و عفونت هوا ساعت به ساعت در تزايد است، من و دو سه نفر از رفقا چند شب است كه براى خوابيدن، مىرويم به قهوهخانهاى بيرون شهر كه مشهور به قهوهخانه قنبر است، و در سر جاده «منى» واقع شده، به واسطۀ نسيمى كه از تنگه راه «منى و عرفات» مىآيد خيلى خنكتر از شهر است، و عدۀ كثيرى از اهالى «مكه» نيز آنجا مىآيند، و در كنار جاده و اطراف صحرا مىخوابند، و قهوهچى تختخوابهاى حصيرى زيادى آنجا گذاشته كرايه مىدهد، اين تخت خوابها را سرير مىگويند و كرايه شبانه هر كدام در پائين دو قروش است كه تقريباً ده شاهى ما مىشود، و كرايۀ شبانه هر سريرى در بالاى بام پنج قروش است كه به پول ما يك ريال مىشود، و يك شربه آب، و يك لولهنگ كوچكى از منضمات آن است و ما اين چند شب از سريرهاى پشت بام گرفته، با لحاف تا صبح مىخوابيديم و جبران بىخوابىهاى شبهاى سابق را نموديم چند نفر از محترمين «مكه» هم آنجا را مركز استراحت شبانه خود قرار داده بودند، و چند دقيقه با آنها انس و صحبت مىداشتيم.
ورود به كعبه
امروز سهشنبه بيست و سوم ذىالحجه مطابق «شانزدهم سنبله»، صبح من و «حاج محمّدحسين يراقچى» براى تشرف به «كعبۀ منوره» و تنظيف كامل به حمام رفتيم، و موافق آن چه مسموع شد شهر «مكه» فقط اين يك حمام را دارد، كه از اول رجب تا آخر ذىالحجه براى حجاج داير و باز است، خود اهالى در خانهها و منازل تنظيف و استحمام و غسل