155
رمى جمرات
امروز پنجشنبه يازدهم ذىالحجه «چهارم سنبله»، بعد از طلوع فجر نماز صبح را، در «مسجد خيف» كه با چادرهاى ما خيلى نزديك بود خوانديم و بعد از صرف چاى، رمى جمرات ثلاثه كه «جمرۀ اولى» و «جمرۀ وسطى» و «جمرۀ عقبه» است نموديم، سپس سواره به «مكه معظمه» رانديم و به زيارت «مسجدالحرام» موفق شديم، و از بجا آوردن اعمال از «طواف» حج تمتع، و دو ركعت «نماز طواف» در «مقام ابراهيم» و سعى بين «صفا و مروه» و «طواف نساء» و دو ركعت «نماز طواف نساء»، از آداب و مناسك «مسجدالحرام» خلاص شديم، و سه چيز ديگر از بيست و چهار چيز كه براى ما به حرمت باقى مانده بود بر ما حلال شد، يعنى استشمام بوى خوش بعد از سعى بين «صفا و مروه» حلال شد، و زن و صيد 1 بعد از نماز «طواف نساء».
بعد از ظهر بود كه از اعمال فارغ شده به منزل رفتيم، صرف طعامى كرده در «بركۀ ابوطالب» شستوشو و تغيير جامه نموديم، و براى يك ساعت به غروب مجدداً سوار شده به طرف «منى» رانديم، و شب را در آنجا بيتوته كرديم، امشب هم از طرف «شريف حسين» آتشبازى كردند، و مردم يك يك و دسته دسته به ديدن يكديگر و تجسس رفقا و آشنايان خود مىرفتند. سماورها در چادرها آتش و مشغول پذيرائى همديگر بودند، و لفظ حاجى در جلو تمام اسامى جاى گرفته بود، و آثار خوشحالى و مسرت فوقالعاده در همگى ظاهر بود، من هم از اين به بعد هر كجا در اين اوراق اسمى از رفقاى همسفر خود ذكر كنم به لفظ «حاج سيد احمد آقا» و «حاج سيد عزيزاللّٰه» و «حاج سيد ابوطالب آقا بزرگ» و «حاج