154حلق رأس مدتى انتظار سلمانى را كشيديم زيرا كه براى آن همه جمعيت، پنج شش نفر سلمانى بيشتر نبود، و آنها هر كدام در دست چندين نفر بودند كه به التماس و خواهش آنها را كشيده مىبردند، بالأخره نزديك ظهر حلق رأس نموديم، و غير از زن و صيد و بوى خوش، مابقى بيست و چهار چيز از محرمات حج تمتع بر ما حلال شد، و من از ترس تابش آفتاب و صدماتى كه شنيده بودم به سر وارد مىآيد، از «طهران» تا اينجا كه نزديك چهار ماه طول كشيده، سر خود را، نه تراشيده و نه كوتاه كرده بودم.
بارى هرچند فضيلت در آن است كه حاجى روز عيد به «مكه» مشرف شده باقى اعمال را بجا آورد، و جمعى هم رفتند. لكن ما از جهت خستگى زياد و حرارت فوقالعاده بعد از ظهر، و عدم قدرت نتوانستيم درك اين فضيلت را بنمائيم و باقى روز و شب را در «منى» مانديم.
شليك توپ
امروز صبح و ظهر و غروب هر دفعه چندين توپ خالى كردند، «شريف حسين» خود با جمعى از عشيره و درباريانش نيز مُحرِماً به «منى» نزول نمودند، و موكبى مركب از دستۀ اعراب تفنگچى و نيزهدار و موزيكچى همراه داشت، و «محمل عايشه» را هم در همين موكبه با تجليل و تعظيم تمام وارد كردند، امسال «محمل پيغمبر» را نياوردهاند زيرا كه معمولاً از «شام» حركت مىدادهاند، و امسال چون «فرانسوىها» «شام» را تصرف كردهاند و مليّون و احرار، با آنها در جنگاند تمام حدود «شامات» منقلب است، و ابداً حاج شامى به «مكه» نيامده است، تا چه رسد به آوردن محمل، شب را از اول غروب تا دو ساعت آتش بازى مفصلى از طرف شريف كردند.