145و كشتى لنگر انداخته، طرادهچىهاى «عدنى» هندوانه و پر شتر مرغ آورده به مسافرين مىفروختند، از بالاى كشتى پول به توسط ريسمان پائين مىرفت و جنسى كه خريده شده بود بالا مىآمد.
براى غروب يك نفر دكتر از ساحل به بالاى كشتى آمد كه مسافرين را معاينه كند، از خوف قرنطينه در ساحل «قمران»، من و مسافرين ديگر چنان چابكانه به حركت افتاديم و چنان وانمود مىكرديم كه در كمال صحت و سلامت هستيم بحمداللّٰه از قرنطينه جستيم، و دكتر اجازۀ حركت داد لكن بارگيرى ذغال كشتى طول كشيد و تا ساعت چهار از شب متوقف بوديم.
عدن قلعۀ نظامى
منظره كوهستانى شهر «عدن» از بالاى كشتى، و چراغهاى برق خيابانها در ساحل دريا بىتماشا نبود، شهر «عدن» از زمانى كه به تصرف انگليسها درآمد در حكم قلعۀ نظامى است، واَحَدى حق پياده شدن و تماشاى آن را ندارد، و دولت «انگليس» به قدرى در آن تهيه توپ و قورخانه 1 ديده، كه مىتواند كشتىهاى تمام ممالك «اروپا» را از ورود به «اقيانوس هند» ممانعت و جلوگيرى كند، تقريباً چهار ساعت از شب گذشته، كشتى حركت كرد و به ملاحظۀ آرامى دريا مسافرين با كمال راحتى خوابيدند.
امروز يكشنبه بيست و نهم ذىالقعده مطابق «بيست و چهارم اسد»، دريا به كلى آرام بود لكن هوا به قدرى حبس و گرم شد كه مسافرين