136
حركت كشتى نورانى
خلاصه يك عدّه دويست نفرى، از حجاج «كابلى» و «بخارائى» و غيرهم، بعد از ما سوار كشتى كه موسوم به «نورانى» است و ما به نام آن در «كراچى» تفأل زديم و موجب اميدوارى ما شد گرديدند، اين كشتى خيلى بزرگ است و به قدر دو هزار نفر مسافر گنجايش دارد، اما مثل دو كشتى سابق پستى نيست، بلكه تجارى است و سرعت سير آنها را ندارد و مىگويند پانزده روزه به «جده» مىرسد، و تا ايام حج كه ما بايد در «مكه» باشيم تقريباً هيجده روز بيشتر مجال نيست، كه دو سه روز آن هم بايد صرف رفتن از «جده» به «مكه» بشود. خداوند خودش ترحم فرموده و ما را به مقصد و مقصود مقدّس برساند.
بالجمله سه ساعت به غروب مانده جهاز حركت كرد و مدتى به ملايمت مىرفت، حوالى غروب وارد اقيانوس شد باران شديدى گرفت، و امواج دريا به جنبش افتادند، هوا هم خيلى سرد شد، بيچاره مسافرين از وحشت منظرۀ دريا و سرماى سخت، در گوشه و كنار خنها جاى گرفته بعد از نماز و طعام خوابيدند.
امروز شنبه بيست و يكم ذىالقعده مطابق «شانزدهم اسد»، موقع نماز صبح باران به شدت مىباريد، و براى دو ساعت از روز گذشته شروع به تقسيم آب خوردن شد، در كشتىهاى سابقه، آب شيرين آشاميدنى فراوان بود، و در هر موقع مسافرين مىتوانستند به قدر كفايت آب از شيرهاى منصوبۀ به ديوار بردارند، لكن در اين كشتى ساعت معين از صبح، آب شيرين را قسمت مىكنند و بهر نفرى به قدر يك من تبريز بيشتر نمىدهند.
بعد از ظهر هم يك مرتبۀ ديگر رگبار شديدى گرفت و ما به وسائلى