105منزلگاه خود برگشته شام خورديم و خوابيديم.
قبر زبير بن عوام
امروز شنبه سلخ شوّال، 1 مطابق «بيست و ششم سرطان»، «حاج سيد جعفر حملهدار»، بليط كشتى «كراچى» را آورد و با آنكه پول براى خريدارى بليط قمره 2 داده بوديم، بليط عموم سطحه گرفته، به قيمت هر نفرى سى و شش روپيه. مىگفت بليط قمره گران بود، بهعلاوه من با همين بليط براى شما جائى بهتر از قمره كشتى معين خواهم كرد، شما اين زيادخرجىها را بگذاريد براى موقع مراجعت، در هر حال بنا شده است فردا به كشتى بنشينيم.
امروز بعضى مسافرين به «زبير» رفته برگشتند. «زبير» قصبهاى است كه تا «عشار» دو فرسخ فاصله دارد، و در آنجا قبر «زبير بن العوام» است كه يكى از مؤسسين جنگ جمل بوده، از قرار مذكور سكنۀ آن تماماً عرب و از متعصبين اهل سنت هستند، و با شيعهها بدرفتارى مىكنند، بعضى مسافرين ديگر رفتند به «محمّرۀ ايران» 3 و برگشتند. از «بصره» تا «محمّره» پنج شش فرسخ فاصله است كه با طراده و قايق، يا با طرادههاى نوظهور آتشى، موسوم به موتور به روى «شطالعرب» مىپيمايند. در «بصره» صبح كه مسافر مىرود، در گمركخانه «محمّره» تفتيش مىشود و عصر كه مىآيد در «بصره».
من امروز باز هم به گردش در «بصره» و «عشار» گذرانيدم، آنچه