104مرتباً مراقبت اين كار را مىنموديم.
مسجد بصره
جمعه بيست و نهم شوّال مطابق «بيست و پنجم سرطان»، امروز با اتومبيل به گردش «بصره» رفتيم و برگشتيم، آقاى «آقا سيد عزيزاللّٰه» رفت به مسجد معروف «بصره قديم»، كه امروزه تا شهر «بصره» و «عشار» يكى دو فرسخ فاصله دارد، و اخبار در فضيلت آن وارد گرديده، و از قرار نقل «آقا سيد عزيزاللّٰه» به كلى خراب شده و يكى دو ديوار آن باقى است، و اطراف آن بيابان است. من از ترس ناامنى راه آن، موفق نشدم بروم، طرف عصر رفتم به تماشاى ساحل «شطالعرب»، يك «اردوى هندى» در راه متوقف بود، در كنار ساحل اسكلههاى خوبى با چوب و الوار و تخته ساختهاند، كه كشتىهاى اقيانوس به پاى آن مىرسد، و براى حمل مسافر و بار محتاج به قايق نيستند، خط آهن «بغداد» به «بصره» هم از روى همين الوارها ميگذرد و چندين دستگاه اسباب جرثقيل آنجا منصوب است كه بستهها و عدلهاى مالالتجاره را، كه وزناً چندين خروار مىشود از واگونها برداشته به كشتى مىگذارد، و محمولات كشتى را بلند كرده در واگونها جا مىدهد، كشتىهاى اقيانوسى كه در ساحل لنگر انداختهاند، خيلى بزرگ و «مهيبالصوره» 1 هستند، و هر كدام به قدر ده برابر كشتىهاى شطى مىباشند، و درب ورود و خروج آنها تا سطح آب شش هفت ذرع مىشود، صداهاى عجيب و غريب هم مىكنند كه شبيه به غرش شير يا فرياد پلنگ است. شب بعد از گردش مختصرى در خيابان، به