206اين سرِ خونين بود رأس حسين
آن كه باشد آفتاب عالمين
پارهى قلب علىّ مرتضاست
جسم گلگونش به دشت كربلاست
مصطفى را نور ديده اين سر است
ماه در خون بردميده اين سر است
اين سر بر نيزه و لبريز نور
گه رود در دير و گه كنج تنور
سر نورانى سيد الشهدا عليه السلام در تنور
گردش آفتاب
آن شب كه ازو تنور گلشن شده بود
محو رخ او نگاه دشمن شده بود
مانند سپيده دم تنور خولى
از پرتو آفتاب روشن شده بود