131برو سوى خيام آل طاها
براى آخرين ديدار عباس
حسينت يكّه و تنهاست برخيز
علم را بر زمين مگذار عباس
گلوى خصم را يكبار ديگر
به تيغ تشنهات بسپار عباس
گل خون شد شكوفا از دو چشمت
تو را شد لاله گون رخسار عباس
تو فُلك عشق را در خون نشاندى
ز خون بر حنجرت آبى رساندى