130برون آمدى از فرات و ز كارت
زمين و زمان مانده حيران اباالفضل
تو با كام عطشان و دست بريده
چه كردى در آن دشت سوزان اباالفضل
فتادى تو در علقمه غرقه در خون
و در انتظار تو طفلان اباالفضل
به «ياسر» نظر كن كه دارد ز ماتم
در اين واقعه چشم گريان اباالفضل
آب آور گلهاى زهرا عليها السلام
هلا، اى مظهر ايثار عباس
سپاه عشق را سردار عباس
به روى صفحۀ باغ شهادت
تويى گلواژۀ ايثار عباس
تو بودى در دل امواج محنت
حسين بن على را يار عباس
دلت از عشق ثاراللّٰه لبريز
حسين از عشق تو سرشار عباس
تو اى آب آور گلهاى زهرا
دوباره مشك را بردار عباس