129
سامان دل
الا اى طلوع درخشان اباالفضل
گداى درت ماه تابان اباالفضل
فداى دو دستت كه گل آفريدند
زمين از تو شد لالهافشان اباالفضل
اگر غرق طوفان شود دل غمى نيست
تويى ساحل هر چه توفان اباالفضل
شود شاملت «يُرزقُون» 1 الهى
الا حامى روح قرآن اباالفضل
به تو دادهام دل كه تنها دل من
بگيرد به دست تو سامان اباالفضل
منم بندهى در گه لطف و جودت
بده بندهات را تو فرمان اباالفضل
فداى مرامت كه در اوج غربت
وفا كرده بر عهد و پيمان اباالفضل