58اتفاق فقهاى شيعه و اهل سنت است.ولى در مقام عمل و در مرحله انجام،اين سنت با اختلاف نظر مواجه بوده و شاهد دو بينش متضاد در ميان مسلمانان مىباشيم؛زيرا شيعيان اهل بيت عليهم السلام و پيروان واقعى سنت،بر اساس تفكّر مذهبى و طبق راه و رسم نبوى صلى الله عليه و آله و فتواى فقها،عملاً نيز گريه كردن را جايز و بلكه در فراق رسول اكرم صلى الله عليه و آله و در فقدان و مظلوميت پيشوايان دينى آن را جزء مستحبات مىدانند و اين عمل در طول تاريخ يكى از شعائر جهان شيعه و از مشخصات اين گروه از مسلمانان به حساب آمده و به صورت يك حقيقت تاريخى غير قابل ترديد و به شكل يك واقعيت عينى ملموس،متجلى گرديده است.
ولى بيشتر اهل تسنن در اين مورد حالت انفعالى داشته و نه تنها گريه كردن در ميان اين گروه از مسلمانان يك عمل ناروا بحساب مىآيد بلكه شيعه را نيز از اين جهت متهم به عملى ناروا نموده و مورد نكوهش قرار مىدهند و گريۀ آنان را در مراسم عاشوراى حسينى عليه السلام و در كنار قبر پيامبر و قبور اوليا بعنوان عملى حرام و غير مشروع و بدعت در آيين معرفى مىنمايند كه شعار«يا حاج حرام»مأمورين حكومت سعودى و نگاه خشم آلود آنان بهنگام گريۀ حجاج در كنار حرم پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمۀ بقيع عليهم السلام نمودارى از اين نوع تفكر مىباشد.با اين كه اهل سنّت حجاز پيرو فقه حنبلى و از كسانى هستند كه طبق فتوا، حتى گريه كردن با صداى بلند و با ناله و شيون را جايز مىدانند.
خليفۀ دوم و مخالفتش با گريه:
انگيزۀ عمل جهان تسنن و عامل تفكر اين گروه از مسلمانان را در موضوع گريه، علىرغم جواز آن از نظر سنت و حديث و از نظر فقهاى چهارگانه،بايد در مخالفت عملى خليفۀ دوم در اين موضوع جستجو و ريشه يابى كرد؛زيرا وى نه تنها مخالف با گريه بود و بر عقيدۀ خويش اصرار مىورزيد،بلكه عملاً نيز از گريه كردن ممانعت و جلوگيرى مىنمود،گرچه به وسيلۀ تازيانه و سنگ زدن بر گريه كنندگان و يا پاشيدن خاك و شن بر سر و صورت آنان باشد.و اين بود عقيده و روش خليفه در طول سالهاى خلافتش و همچنين در دوران حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله.