48پژوهش برخى از مفسران بدانجا انجاميده كه گريۀ يوسف را بر قبر مادر بيان كردهاند و نسبت به اين صفت پسنديده و عاطفى از صالحان و مؤمنان سخن گفتهاند. 1و بعضى ديگر،افزون از آيات الهى كه بيانگر گريۀ آسمان و زمين در مرگ مؤمنان است،گسترۀ اين بحثرا بارواياتى ارزشمند،شكوهى بيشتر بخشيده و از چنين عشق و عاطفهاى-كه برخاسته از معرفت است-معارفى ژرف به دست آوردهاند. 2آنجا كه پروردگار متعال مىفرمايد:
فَمٰا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمٰاءُ وَ الْأَرْضُ وَ مٰا كٰانُوا مُنْظَرِينَ 3
«پس گريه نكرد بر آنان آسمان و زمين و مهلت نيز به آنها داده نشد.»
و سپس ارزش«گريۀ خوف از عظمت الهى»را توضيح دادهاند؛ 4، وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً 5صحيفهاى از اين دفتر معرفت را مىگشاييم:
آسمان و زمين براى برخى مىگريند و نسبت به عدهاى هيچ احساس ندارند! گريه نكردن بر سركشان و فرعونيان نشان از حقارت آنها و بيانگر نداشتن دلسوز و يار و ياور براى آنان است امّا براى مقرّبان درگاه الهى و مؤمنان و فرشتگان گريه مىكنند و سرشك غم مىريزند.
پارهاى گريۀ آسمان و زمين را گريهاى حقيقى مىدانند كه به صورت نوعى دگرگونى و سرخى مخصوص (افزون بر سرخى هميشگى به هنگام طلوع و غروب) خودنمايى مىكند،همانند اين روايت:
«لمّا قُتِل الحُسينْ بِن علي بن أبيطالب عليهما السلام بَكَتِ السَّمٰاءُ عَليهِ وَبُكائِها حُمرة أطرافها.» 6