35اغراض دنيويّه در آن نباشد.و هيچ باعثى بر حجّ،جز امتثال امر الهى نداشته باشد.پس نهايت احتياط كند كه مبادا در خفاياى دل او نيّتى ديگر باشد از ريا و يا احتراز از مذمّت مردم به سبب نرفتن حجّ،يا خوف از فقر و بر تلف شدن اموال؛-چونكه مشهور است كه:
تارك الحجّ مبتلا به فقر و ادبار مىشود-يا قصد تجارت و شغل ديگر؛زيرا همۀ اينها عمل را از قربت و اخلاص،خالى مىكند.و مانع از مراتب ثواب موعود مىگردد.و چه احمق كسى است كه:متحمّل اين همه اعمال شاقّه كه واسطۀ تحصيل سعادت ابدى گردد به جهت خيالات فاسده كه به جز خسران فايده ندارد.
دوّم آن كه:از گناهانى كه كرده توبه خالص كند. و حقّ النّاسى كه در ذمّه او باشد خود را برىءالذّمّه سازد و دل از همۀ علايق بكند،تا دل او بالكلّيّه متوجّه خدا شود.و بايد چنان تصوّر كند كه:از اين سفر بر نخواهد گشت.و وصيّت خود را مضبوط سازد و آمادۀ سفر آخرت گردد؛زيرا اصل اين سفر نيز از جمله تدارك خانۀ آخرت است.و بايد در وقت بيرون آمدن از براى سفر حجّ و قطع علاقه از وطن و اهل و عيال و مال و اموال،ياد آورد زمانى را كه:قطع علاقه از اينها خواهد نمود به جهت سفر آخرت.
سوّم آن كه:در وقت ارادۀ سفر،متذكّر عظمت خانه و صاحب خانه گردد،و به ياد آورد كه: او را در اين وقت،ترك اهل و عيال و مفارقت از مال و جاه و دورى دوستان و مهاجرت از اوطان را اختيار كرده به جهت قصد امرى رفيع الشّأن و عظيمالقدر؛يعنى:
زيارت خانهاى كه خدا آن را مرجع مردم قرار داده.
پس بداند كه:اين سفر،مثل ساير سفرهاى دنيا نيست.و متذكّر گردد كه:چه امرى اراده كرده است و رو به چه جايى آورده و قصد زيارت كه را دارد.و بداند كه:او متوجّه است به زيارت آستانۀ حضرت مالك الملك و از جمله كسانى است كه منادى پروردگار او را صلاى دعوت داده و او به جان و دل قبول نموده.پس قطع علايق و ترك خلايق كرده رو به خانه رفيعالقدر و عظيمالشّأن آورده تا دل خود را فى الجمله به ملاقات خانه تسلّى دهد و آن را وسيله وصول به غايت آمال،كه لقاى جمال جميل ايزد-متعال-باشد، سازد.
چهارم آن كه:دل خود را فارغ سازد از هر چيزى كه در راه يا مقصد،دل او را مشغول