349منقول از ابن عباس و ابن جبير و سرى و قتاده و حسن و عكرمه و زهرى و مجاهد و مالك،آن است كه معناى«رفث»همبستر شدن است،و عبداللّٰه بن عمر و طاوس و عطا و ديگران«رفث»را به معناى زشتگويى با زنان تفسير كردهاند.برخى نيز«رفث»را به معناى هر سخنى دانستهاند كه نوعى بيانگر روابط جنسى زن و مرد باشد.
ابوعبيده گفته است:
«رفث»به معناى سخن لغو است و ابن عربى«لا رفث»را به معناى نفى مشروعيت دانسته و مفهوم آيه را مشابه معناى آيۀ«لاٰ يَمسُّهُ الّا المطهّرونَ»شمرده است. 1
از ابن عباس و عطا و حسن و ابن عمر و جماعتى ديگر نقل شده:«فسوق»به معناى«بجا آوردن معاصى در حال احرام»است.و ابن زيد و مالك گويند:«فسوق»قربانى كردن براى بتها است،به همان معنا كه در آيۀ وَ مٰا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّٰهِ... آمده است.و ضحاك«فسوق»را به معناى«تنابز بالالقاب»؛به يكديگر لقب زشت دادن تفسير كرده است،آنگونه كه قرآن مىگويد: ...بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ... 2و ابن عمر مىگويد:فسوق ناسزاگويى است (سباب المؤمن فسوق ) . 3
قرطبى در تفسير جدال ممنوع،شش قول را از مفسّران بزرگ نقل مىكند:
1-ابن مسعود،ابن عباس و عطا برآنند كه جدال به معناى مِرائى است كه موجب خشم ديگرى گردد و سرانجام به ناسزاگويى منتهى شود.و امّا مذاكرۀ علمى و اظهار نظر،مورد نهى قرار نگرفته است.
2-قتاده گويد:جدال همان ناسزاگويى است.
3-ابن زيد و مالك بن انس گويند:جدال در آيه،به معناى اين است كه مردم اختلاف كنند كدام به وقوف ابراهيم رسيده و حج كدام مشابه حج ابراهيم بوده است؛آن گونه كه در جاهليت در اين زمينه به جدال مىپرداختند.بنابر اين معنا،«لا جدال»؛يعنى در مواضع حج اختلافى نيست.