350
4-نفى جدال در زمان حج؛مجاهد گويد:نفى جدال در ماههاى حج،همانطور كه عرب دربارۀ نسيء اختلاف مىكردند.و چه بسا كه حج را در غير ماه ذىالحجه بجا مىآوردند.
5-محمد بن كعب قرظى را عقيده بر آن است كه جدال به اين معناست كه يكى به ديگرى بگويد حج من مورد قبولتر و صحيحتر از حج تو است و ديگرى نيز مشابه آن را اظهار كند.
6-جدال به معناى فخرفروشى به پدران است.
قرطبى،پس از نقل اقوال،نظريۀ چهارم را تقويت كرده و آن را«اصحّ ماقيل»دانسته است.و اين حديث نبوى را دليل صحّت آن شمرده است كه:
«اِنَّ الزَّمانَ قَد اسْتَدارَ كَهَيئتهِ يَومَ خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰواتِ وَالأرضَ».
و سپس اين حديث را چنين تفسير كرده كه امر حج به همان حالت اوليۀ خود برگشته و ديگر تغييرى در آن نبايد داد. 1
فخر رازى مىگويد:
«جدال»بر وزن فِعال،از مجادله است و ريشۀ آن از معناى تاباندن است؛ زيرا هر كدام از طرفين جدال سعى مىكند ديگرى را از رأيش بتاباند.و اما«فسوق»به معناى خروج از حدود شرع است.آنگاه اقوال مفسّران را در معناى جدال ممنوع در حج،بيان مىكند و سپس نظريۀ قاضى را مورد تحسين قرار مىدهد.
قاضى گفته است:
هرگاه«لا جدال»را بر نفى جدال حمل كنيم،معناى آن چنين مىشود كه با هيچ نوع اختلافى سازگار نيست؛زيرا جدال به مثابۀ ضد است براى حج و مانع از صحت آن است.بنابر اين معنا،بايد آيه را چنين تفسير كرد كه عمل زناشويى و زنا و شك بردن در حج موجب بطلان حج است.