338جدال به هيچوجه از مصاديق برائت نيست و ايندو از نظر مفهوم و مصداق و احكام كاملاً متغايرند.اعلان برائت،چنانكه بحث مشروح آن گذشت،به معناى بيزارى،ابراز تنفر و انزجار از كفار،مشركان و مفسدان است كه قرآن پايهگذار آن بوده و سنت و سيرۀ نبوى سند غير قابل انكارى بر مشروعيت و ضرورت آن است.اما جدال،از نظر لغت به مفهوم:«محاجه،مناقشه و مجادله»مىباشد.
در كليات ابوالبقاء آمده است:«وَ الجِدٰال عِبارَةٌ عَن دَفْع الْمَرْء خَصْمَهُ بِحُجَّة أو شُبْهَة وَ هُوَ لاٰ يَكُون الّا بِمُنازَعَة غَيْرِه». 1
«جدال عبارت از اين است كه شخص طرف مخاصمه،خود را با حجّت و دليل يا شبه دليل دفع كند و اين جز با منازعه نيست.».
مفسّران نيز همين مفهوم را در تفسير آيه لحاظ كرده و جدال را به معناى محاجه،منازعه،مشاجره و خصومت گرفتهاند 2و هيچيك از مفسّران يا فقيهان؛اعم از شيعه يا سنى،برائت را از مصاديق جدال ندانسته است.
در اينجا به نقل چند مورد از اقوال عامه مبادرت مىكنيم:
فخر رازى هفت قول از اهل تفسير در معناى جدال آورده كه هيچيك از آنها به بحث برائت ارتباط ندارد.از كتاب«موطأ»مالك نقل مىكند كه نهى از جدال اشاره است به مجادلۀ قريش در عصر جاهليت كه در مشعرالحرام وقوف كرده و از وقوف به عرفات خوددارى نمودند و با آنانكه به عرفات رفته بودند در اينباره بحث و مجادله مىكردند و آنان نيز با اينها در جدال بودند.قرآن از اين كار نهى كرد و به پذيرش حكم الهى فراخواند.
همچنين از قاسم بن محمد نقل مىكند كه جدال ممنوع عبارت است از بحث و گفتگو در تعيين روزهاى حج،بدون اينكه به رؤيت هلال و ادلّۀ شرعى تكيه شود.و بالأخره جدال ممنوع،بنا به اين اقوال،جدال در روزها،ماهها،موقف حج و مقبوليت و عدم مقبوليت آن است. 3