330وى سپس مىنويسد:«هرگاه با دقت به اين آيات بنگرى،بهحق آنرا بنياد معنوى در قوىترين شكل آن براى دولت نوپاى اسلام خواهى يافت.اگر توجه كنيم كه نزول آيات برائت هنگامى بود كه جنگهاى پيامبر پايان يافته و طائف،حجاز،تهامه،نجد و بسيارى از قبائل جنوب شبه جزيره به اسلام گرويده بودند،حكمت تاريخى نزول اين آيات،كه شالودۀ معنوى دولت را سامان مىدهد،روشن خواهد شد.
يك دولت نيرومند بايد داراى ايده و اعتقادى باشد كه همه بدان ايمان آورده و با تمام توان از آن دفاع كنند و كدام عقيده برتر از ايمان به خداى يگانهاى كه شريك ندارد و كدام عقيده همچون اعتقاد به بالاترين مظاهر هستى،كه جز خدا را در آن سلطنتى نيست و جز خدا را به ضمير راه نمىدهد،مىتواند نفس را بدينگونه مسخّر كند؟
حال اگر كسانى بخواهند در برابر اين اعتقاد كه زيرساز دولت اسلامى است ايستادگى كنند،اينان تبهكارانى هستند كه هستۀ مركزى ارتجاع و فتنه و فساد را تشكيل مىدهند و از اينرو عهد و پيمانى ندارند و دولت بايد با آنها بجنگد تا ريشۀ فتنه و فساد بركنده شود.» 1
حضرت امام خمينى قدس سره در پيام تاريخى برائت چنين مىگويد:
«حاشا كه خلوص عشق موحدين جز به ظهور كامل نفرت از مشركين و منافقين ميسّر شود و كدام خانهاى سزاوارتر از كعبه و خانه امن و طهارت و«الناس»كه در آن به هرچه تجاوز و ستم و استثمار و بردگى و يا دونصفتى و نامردمى است عملاً و قولاً پشت شود و در تجديد ميثاق«أَلَسْتُ بِرَبِّكُم»بت الههها و اربابان متفرّق شكسته شود و خاطرۀ مهمترين و بزرگترين حركت سياسى پيامبر در وَ أَذٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النّٰاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ... زنده بماند چراكه سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و اعلان برائت كهنه شدنى نيست و نه تنها اعلان برائت به ايام و مراسم حج منحصر نشود كه بايد مسلمانان فضاى سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملى نسبت به دشمنان خدا لبريز كنند و به وسوسۀ خنّاسان و شبهات ترديدآفرينان و متحجّرين و منحرفين گوش فرا