304شبانگاهان در دهانۀ درۀ حجون كه از مناطق بالاى مكه است قرار گذاشتند و آنجا جمع شدند و پيمان بستند تا در مورد لغو پيماننامه اقدام كنند. 1
دهانۀ درّۀ حَجُون همان جايى است كه قبرستان ابوطالب قرار دارد و اگر شِعْب در اينجا قرار داشته و پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانشان نيز در اين مكان تحت محاصره بودهاند؛معنى نداشت افرادى كه از آنان ياد شد،مخفيگاه خود را آنجا قرار دهند،و در جايى اجتماع كنند كه هر لحظه خطر در كمين آنها باشد.استفاده از اين مكان به عنوان مخفيگاه،نشانگر آن است كه حجون خارج و يا حداقل كنار مكه بوده است.
پارهاى از روايات نيز با صراحت،حجون را خارج مكّۀ آن روز دانسته است و بر اين اساس نمىتوان گفت پيامبر صلى الله عليه و آله و ياران و خويشاوندانشان همگى از مكّه خارج و در بيرون شهر اقامت گزيدهاند!
عبيد بن زرارة از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:هنگامى كه ابوطالب وفات يافت جبرائيل بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد و گفت:«يا مُحمّد اخْرُجْ مِنْ مَكّة...»؛ «اى محمد از مكه خارج شو!» كه در اين شهر ياورى براى تو نيست.قريش نيز بر رسول خدا صلى الله عليه و آله هجوم آوردند آن حضرت نيز ترسان بيرون شد تا به كوهى در مكه كه به آن حَجون مىگفتند رسيد و آنجا ايستاد. 2
ابوطالب خبر خورده شدن صحيفه را به مشركان اطّلاع داد و همراه آنان به كنار كعبه آمد و پس از گشودن آن،صحّت سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله بر همگان پديدار گشت.وجدان برخى انسانها بيدار شد و آنگاه كه ابوطالب و همراهان به شِعْب بازگشتند،گروهى از رجال قريش سران خود را در مورد رفتارشان با بنىهاشم سرزنش كردند و گروهى از آنان؛از جمله مطعم بن عدى و عدى بن قيس و زمعة بن ابى الاسود و ابوالبخترى بن هشام و زهير بن ابى اميه،سلاح پوشيده نزد بنىهاشم و بنىمطلب رفتند و از آنان خواستند كه از درّه بيرون آيند و به خانههاى خود بروند و آنان چنين كردند.بيرون آمدن