200مناسب نيست.
بنابراين،مقصود يكى از دو صورت است:نزد مقام كه قول دوم بود و يا در بناى مخصوصِ مهيا شده براى نماز كه پشت مقام قرار دارد كه مرجع آن،قول اول است و اگر چيزى جز اين دو فرض باشد ادعايى است بدون دليل.
پس از اين سه فقيه بزرگوار،علامه مظفر نيز در شرح قواعد،ضمن تعليقهاى كه بر بحث مقام ابراهيم دارد چنين مىگويد:آنچه در گفتار جمعى از فقها آمده كه واجب است اين نماز در مقام ابراهيم خوانده شود (في مقام ابراهيم)،سه احتمال در آن داده مىشود:
1-سنگى كه اثر پاى ابراهيم روى آن بهجاى مانده،كه معناى حقيقى كلمه است.
2-بنايى كه در آن،سنگ مزبور قرار گرفته كه معناى عرفى آن مىباشد.
3-محلى كه در نزديكى آن سنگ قرار دارد كه معناى مجازى آن است.
بعيد نيست كه احتمال سوم گستردهتر از دوم باشد و نمىتوان گفت كه مصنف (علامهحلّى) معناى اول را اراده كرده است؛زيرا آن سنگ براى نماز گنجايش ندارد و در عمل ممكن نيست.معناى دوم نيز بعيد بهنظر مىرسد؛چرا كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله اين بناى مخصوص وجود نداشته تا نماز در آن تجويز شده باشد.بدين خاطر مقام مورد اشاره در آيۀ كريمه،به هيچيك از دو معناى اول و دوم نمىتواند ناظر باشد و سزاوار است كه آنچه در آيۀ مباركه آمده و صاحب قواعد،مرحوم علامه،گفته است ناظر به معناى سوم باشد با اين خصوصيت كه نماز پشت مقام و سنگى كه در آن قرار دارد خوانده شود، همانگونه كه امام صادق عليه السلام در روايت معاوية بن عمار فرمودند:
«وَاجْعَلْهُ امٰاماً».
تحولات مقام ابراهيم
مسألۀ فوقالذكر،درواقع به جايگاه مقام ابراهيم و تحولاتى كه بر آن رخ داده ارتباط دارد.از آنچه تاريخنگاران آوردهاند مىتوان چنين بهدست آورد:
1-مقام ابراهيم،قطعهسنگى است كه به خانۀ كعبه چسبيده بود و در محلى نزديك درِ كعبه،به سمت ركن عراقى،ميان در و حفرهاى كه به حفرۀ توبه معروف است قرار