195پابرجايى مردم است و قيام در مقام ابراهيم تذكارى است از قيام و پايدارى بانى كعبه توحيد و قبلۀ موحدان كه در عصر تاريك بتگرى و بتگرايى،قهرمانانه بر بتهاى صامت و متحرك شوريد و آتش نمرودى را در اين راه به جان خريد و خانۀ توحيد را بنيان نهاد و در يك آزمايش بزرگ و عارفانه و با قربان كردن اسماعيل،اوج شيدايى در برابر معبود را متجلّى ساخت و اين درسى شد براى همۀ رهروان توحيد و سالكان راه ابراهيم كه چگونه براى خدا قيام كنند و در توحيد ذوب شوند و از آنچه رنگ شرك و دوگانه پرستى دارد بگريزند تا امام خلق باشند! پس حج ابراهيمى بدون قيام پشت سر ابراهيم خليل عليه السلام و نهادن قدم جاى قدم آن قهرمان توحيد مفهوم ندارد.جالب آنكه فقه شيعه نماز در مقام ابراهيم را به استناد صريح آيۀ كريمۀ قرآن و روايات صحيح الزامى مىداند و اين دقيقاً با فرهنگ تشيع همخوانى دارد كه ولايت و برائت را در درون مىپرورد و قيام براى خدا و استقامت در برابر طاغوتهاى هر زمان و پرخاشگرى در برابر ستمگران را در متن تعاليم خود بهويژه در مناسك حج،كه يك عبادت با مفاهيم اجتماعى-سياسى است،جاى مىدهد.
اين در حالى است كه برخى مذاهب و مكاتب فقهى،علىرغم دلالت صريح آيۀ كريمه بر وجوب اتخاذ موضوع نماز از مقام ابراهيم،آن را ضرورى نمىدانند!
در بيان رمز و راز مسأله به همين مقدار بسنده كرده بهپارهاى دلايل فقهى و ديدگاهها در اين مسأله بنگريم.
ديدگاهها در اين مسأله
چنانكه گفتيم،يكى از واجبات عمره و حج،نماز طواف است كه بايد پشت مقام ابراهيم اقامه شود.دليل فقهى مسأله،كتاب و سنت و اجماع فقهاى اماميه است همچنانكه سيرۀ جاريۀ مسلمين طى اعصار،برگزارى اين نماز در مقام ابراهيم بوده است.
در ميان فقهاى اماميه كمتر كسى به استحباب نماز طواف قائل شده و برخى اقوال نادر نقض اجماع نمىكند.امّا در ميان فقهاى عامه اختلافنظر جدى وجود دارد؛برخى به وجوب و برخى به استحباب آن فتوى دادهاند،همانگونه كه مستندات فقهى اهل سنت