194همانجايى كه امروزه قرار دارد؛
«قُلْتُ لِلرِّضَا عليه السلام:أُصَلِّي رَكْعَتَيْ طَوَافِ الْفَرِيضَةِ خَلْفَ الْمَقَامِ حَيْثُ هُوَ السَّاعَةَ أَوْ حَيْثُ كَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله،قَالَ:حَيْثُ هُوَ السَّاعَةَ» 1
مقام ابراهيم نماد قيام للّٰه
از بعد فقهى مسأله كه بگذريم،فلسفۀ اين حكم نيز شايان تأمل است،مناسك حج سراسر تكرار و تمرينى است از آنچه ابراهيم خليل عليه السلام و خاندان او،چهارهزار سال قبل در اين مكان مقدس تاريخى،با تأسيس امّالقراى اسلام و بناى كعبه،قبلۀ موحدان،انجام دادهاند،از طواف و نماز و زمزم و صفا و مروه گرفته تا عرفات و منا و قربانى و رمى جمرات و ديگر اعمال و مناسك كه هريك تذكارى است از خاطرات ابراهيم و اسماعيل و هاجر كه در جوار بيت عتيق بنيان مكتب توحيد را نهادند و نسلى را پىافكندند تا در آيندۀ جهان،پرچمدار آيين جهانى توحيد در لواى شريعت والاى احمدى صلى الله عليه و آله باشند و ادامه دهند:سيره و سنت ابراهيم و خاندانش را كه در آن كوير سوزان و وادى انقطاع،از هرچه جز خدا بود دل بريدند تا«امامت»خلق را به عهده گيرند و شايستۀ حمل بار امانت الهى شوند و از آنچه رنگ شرك وطغيان وجهل وجور است تبرّى جويند.
راز اينكه به نماز پشت مقام ابراهيم تأكيد شده،همانا تأسى به خليلاللّٰه و قدم جاى قدم او نهادن است.البته نهتنها در اين نماز بلكه در همۀ عرصههاى حيات توحيدى.قيام در مقام ابراهيم درحقيقت«قيامللّٰه»است؛يعنى:بپا خاستن براى خدا و استقامت در راه تحقق آيين توحيد و نفى شرك و ستم و طغيان در هر عصر و براى هر نسل و اين قيام تا بدانجا اهميت يافت كه وارث ابراهيم خاتمالنبيين صلى الله عليه و آله مأمور شد مردم را به يك موعظه اندرز دهد و آن قيام للّٰهِ بود: قُلْ إِنَّمٰا أَعِظُكُمْ بِوٰاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّٰهِ... 2به عبارت ديگر:
حج كه حركتى است پر راز و رمز و پيام خود را با حركت و سكون بيان مىدارد و با شيوۀ نمادين ابلاغ مىكند دعوت به قيام است همانگونه كه كعبه مشرّفه«قياماً لِلنّاس»و عامل