129
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتٰابِ اللّٰهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ.... 1
«عدد ماهها نزد خدا دوازده است كه از آغاز آفرينش آسمانها و زمين در كتاب خدا به ثبت رسيده كه از آنها چهار ماه حرام است،اين است دين استوار...».
قرآن كريم با اشاره به اين مطلب كه تغيير چهرۀ قمر (ماه) از هِلال تا هِلالِ ديگر،يك تقويم طبيعى برگرفته از نظام تكوينى براى مردم است تا قراردادهاى خود را براساس آن تنظيم كنند و در شناخت زمان حج،آن را شاخص قرار دهند،چنين مىفرمايد:
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوٰاقِيتُ لِلنّٰاسِ وَ الْحَجِّ.... 2
«در بارۀ هلالهاى ماهها از تو مىپرسند،بگو آنها بيانگر اوقات براى مردم و تعيين كنندۀ موسم حج است.»
و در جاى ديگر،با تصريح به ويژگى زمانى واين كه ماههاى معيّنى براى مراسم حج تعيين شده است،مىفرمايد:
اَلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ. 3
«زمان حج،ماههاى معينى است پس هركس در اين ماهها حج گزارد،از سخن زشت و فسق و جدال بپرهيزد.»
ماههاى حج عبارتند از:«شوال»،«ذى قعده»و«ذى حجه»و احرام حج جز در اين سه ماه جايز نيست.آنچه در جاهليت معمول بوده كه بر حسب مصلحت ماههاى حرام را تقديم مىداشتند و يا به تأخير مىانداختند و از آن به«نسيء»تعبير مىشد،در اسلام