126است و ديگر مناطق زمين را بدين خاطر مىتوان اطراف و حوالى آن ناميد كه گسترۀ آن تا كرانههاى اقيانوسهاى غير قابل سكونت ادامه دارد.
قرآن كريم با اشاره به اين نكته مىفرمايد:
...وَ كَذٰلِكَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرىٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لاٰ رَيْبَ فِيهِ ... 1
«و بدينسان قرآن را با زبان عربى بر تو وحى نموديم تا مادر شهرها و كسانى را كه در پيرامون آنند،انذار كنى و از روز جمع (يعنى قيامت)،كه ترديدى در آن نيست،بيم دهى.»
چنانكه ملاحظه مىكنيم،مكه را امّ القرى؛يعنى مادر شهرها خوانده و ديگر اماكن را حوالى و اطراف آن ناميده است.
افزون بر اين،با عنايت بدانچه در روايات «دَحْو الأرض» آمده:جايگاه كعبه و سرزمين مكه نخستين نقطهاى است كه در كرۀ خاك آفريده شده و آنگاه اين نقطه گسترش يافته تا ربع مسكون زمين براى بشر مهيا گرديده است.
برخى روايات نيز به موقعيت جغرافيايى مكه و مركزيّت آن،به شيوهاى مشروحتر اشاره دارد؛از جمله پيامبر خدا مىفرمايد:
«كعبه از آن جهت كعبه ناميده شده كه در وسط زمين قرار دارد»؛«سميت الكعبة كعبة لأنها وسط الدنيا». 2
و نيز مرحوم صدوق روايت ديگرى را از ائمۀ معصوم نقل كرده كه آن روايت اين است:
«و وضع البيت في و سط الأرض لأنه الموضع الذي من تحته دحيت الأرض و ليكون الفرض لأهل المشرق و المغرب في ذلك سواء». 3