53هلال،با شمارش ماهها حج را به صورت تحريف شده و آلوده به شرك بهجا مىآوردند.
تا اين كه قرآن،زمان حج را منظم و موكول به رؤيت هلال كرد؛ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوٰاقِيتُ لِلنّٰاسِ وَ الْحَجِّ 1آن چنان كه در روزۀ ماه رمضان نيز،اين نظام را مقرّر فرمود:
«صُومُوا لِلرُّؤْيَةِ وَ أَفْطِرُوا لِلرُّؤْيَةِ». 2
قرآن،مراسم توحيدى كعبه را به«حج»تعبير مىكند. 3و اين نشانۀ آن است كه واژۀ حج،قبل از اسلام هم به همان مناسك خاص اطلاق مىشده و نيازى به جعل اصطلاح جديد و«حقيقت شرعى»نداشته است.جالب آن كه معناى حج،فقط قصد و رفتن به سوى كسى و جايى است و بس و در حج ابراهيمى آنچه مهم است و مطرح،قصد و مقصد نهايى است.
برخى حج را از لغات سامى دانستهاند كه از مادۀ«ح،ك»گرفته شده و در عبرانى با تعبير«حك»آمده است و اين دليل ديگرى است بر توسعۀ حج در ميان اقوام و ملل مختلف.
حج آدم
آدم ابوالبشر،پس از جريان آزمايش بزرگ و خروج از بهشت و هبوط به عالم ملك و ماده و يافتن راه توبه براى جبران گذشته و تطهير خود،توسط فرشتۀ خدا به انجام مراسم حج هدايت شد و در پايان مناسك،به وى مژده داده شد كه:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ غَفَرَ ذَنْبَكَ وَ قَبِلَ تَوْبَتَكَ وَ أَحَلَّ لَكَ زَوْجَتَكَ فَانْطَلَقَ آدَمُ وَ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ وَ قُبِلَتْ مِنْهُ تَوْبَتُهُ وَ حَلَّتْ لَهُ زَوْجَتُهُ». 4
هنگامى كه آدم،آثار شكوهمند مناسك حج را مشاهده كرد و به بركتِ مراسم حج،