49خطر مىافتاد و سرنوشت خود را با مسألۀ حج در ارتباط مىديدهاند،سعى بر آن داشتهاند كه به گونهاى از آثار بنيانكن حج در امان بمانند و قدرت و منافع خود را در برابر خطرات ناشى از حج،آسيبناپذير سازند.
شيطانىترين راه براى تأمين اين هدف شوم،ابقاى ظاهر حج و حفظ شكل و قالب ظاهرى و بىمحتوا كردن و خنثى نمودن آن بود،كه در نهايت (حج بىمحتوا) مىتوانست به صورت عامل و وسيلهاى براى تأمين اهداف شوم آنها تغيير ماهيت دهد.
در چند قرن اخير كه پاى استعمار غرب و شرق به كشورهاى اسلامى باز شد و منابع سرشار اقتصادى مسلمانان به صورت وحشتناكى مورد هجوم قرار گرفت و به يغما رفت و به منظور هموار شدن راه غارتِ بيشتر،استقلال سياسى،اقتصادى و فرهنگى از مسلمانان سلب گرديد.خطر تحريف حج بيش از پيش مطرح شد و اين فاجعۀ عظيم به شكل ديگرى رخ داد.
اين بار حج،به عنوان عامل بزرگ بيدارى مسلمانان و حركت عظيم ضد استكبارى،به صورت سدى محكم و استوار در برابر هجوم و يورش غرب و شرق قرار گرفت و اينجا بود كه دشمن جديدى براى خنثى كردن آن،به مبارزه و پيكار با حج همّت گمارد.
اين دشمن غدار نيز،از تجربيات شيطانى دشمن اول سود برد و سعى بر آن داشت كه بدون ايجاد وقفه و خللى در انجام شكل ظاهرى مراسم حج،آن را از درون تهى نمايد و به سود خود تغيير ماهيت دهد.
اين سادهلوحى است اگر ما تصور كنيم كه توطئۀ مشترك استكبار و طاغوتها،متمركز در براندازى حج و ممانعت از برگزارى مراسم آن است؛زيرا اين توطئه نه تنها عملى نيست كه اصولاً سودى هم براى استكبار و طواغيت دربر نخواهد داشت و حتىالامكان بهرهگيرى از اين فرصت مناسب و ايدهآل را از آنها خواهد گرفت.
عمق و پيچيدگى اين توطئه و سياستگذارى مشترك شوم در اين است كه:دشمن سعى در برگزارى حج دارد و تلاش ظاهرى و سياستگذارى آشكار او در اين است كه اين مراسم هر چه با شكوهتر و با آرايشى بهتر انجام گيرد؛ولى به صورت قالبى تهى و صد در